تبليغاتX
رهبرم سید علی

رهبرم سید علی

"بسم الله الرحمن الرحیم"

«به مجلس و دولت و دست اندرکاران توصیه می نمایم که قدر این ملت را بدانید و در خدمتگزاری به آنان خصوصا "مستضعفان و محرومان وستم دیدگان " که نور چشم ما و اولیای نعم همه هستند و جمهوری اسلامی رهاورد آنان و با فداکاری های آنان تحقق پیدا کرده وبقای آن نیز مرهون خدمات آنان است ، فروگذار نکنید و خود را از مردم و آنان را از خود بدانید».

امام خمینی(ره)

 این بود وصیت امام خمینی(ره) به مسئولان در سال 1366 و اکنون که تنها 25 سال از این وصیت امام (ره) می گذرد، متأسفانه ما شاهد کم کاری برخی از مسئولان هستیم .گریبان گیری مجلس از دولت ، حاشیه سازی های دولت و... پاره ای از این مشکلات در زمانیست که رهبری معظم انقلاب سران سه قوه وهمه مسئولان کشور را به همگرایی و وحدت بیشتر دعوت می کند. البته در این شرایط حساس است که دشمن همیشه شکست خورده می خواهد از ملت ما انتقام بگیرد و تحریم های اقتصادی را به عنوان اهرم فشار برجمهوری اسلامی ایران قرار می دهد . همگان شاهد جولان سرمایه داران بزرگ ، مفسدان اقتصادی و عوامل و عناصری هستیم که به نوعی دشمن را در این عمل یاری می دهند .

این در حالی است که رهبری معظم انقلاب امام خامنه ای (مدظله العالی) پیش تر به تبیین شرایط کنونی وآینده پرداخته و خطاب به مسئولان هشدارهای لازمه ‍‍پیرامون این قضیه را داده اند که نمونه ای از آن ، فرمان هشت ماده ای مبارزه با مفاسد اقتصادی است. با این وجود شاهد برخی ناهماهنگی ها در هرم اجرایی کشور هستیم . که نتیجه ی این ناهماهنگی ها دامن ملت را گرفته است.حال آنکه مسئولان باید بدانند که حقا وانصافا مردم به رسالت خود و وظیفه ی خود در تمامی میدان های سخت ودشوار عمل کردند وامروز وقت آن رسیده تا مسئولان بیش از پیش به اعتماد ملت پاسخ دهند ودر حل مشکلات مردم پیشرو باشند.

طی دو ماه گذشته شاهد برخی نابسامانی های اقتصادی وگرانی های کاذب که بعضا از آن به گرانفروشی نیز یاد می شود درسطح جامعه هستیم که این سئوال را در ذهن مردم به وجود آورده که به راستی مسئول این گرانی ها وسوء نظارت ها کدام ارگان وسازمان هست؟!

اما آنچه مسلم است اینکه این گرانی ونابسامانی تنها به یک ارگان وسازمان مربوط نمی شود وانتظار می رودکه بجای وقت کشی وتغییر یک مدیر یا مسئول اجرایی وپاک کردن صورت مسئله ؛ مسئولینی که در راس هرم اجرایی ونظارتی کشور قرار دارند برای رفع مشکل بوجود آمده دست به دست هم داده و هرچه سریعتر مشکل را حل نمایند.

ما فرزندان کوچک حضرت روح الله(ره) ضمن آرزوی موفقیت وسربلندی برای شما مسئولین محترم،همواره بر خود لازم می دانیم تا نسبت به کاستی های موجود ،متذکر شده وشما را دربهبود هرچه بهتر وبیشتر امور یاری دهیم.

                   

 

                                                من الله توفیق

                                               شورای تبیین مواضع

                                               حوزه بسیج دانشجویی امام صادق(ع)

                                          

[ پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 ] [ 12:25 ] [ بسیجی گمنام ] [ ]

حجت الله رحیمی خادم الشهداء و ذاکر اهل بیت(ع)، به شهدا پیوست.
شهید حجت الله رحیمی متولد 1368/12/24در شهر باغملک دیده به جهان گشود و در سن 9 سالگی به عضویت پایگاه مقاومت بسیج سیدالشهدا باغملک درآمد وی از سال 1380در سطح مساجد وهیئت های شهرستان مداحی می کرد ودر سال 1385 هیئت خانگی نورالائمه را با هدف گسترش فرهنگ معنوی اهل بیت عصمت و طهارت راه اندازی نمود همزمان با راه اندازی این هیئت استقبال کننده از کاروان های راهیان نور چند سالی است که در منطقه جنوب فعالیت داشته است وی دانشجوی رشته کامپیوتر بوده ودر سال 1390به عنوان فرمانده پایگاه بسیج دانشجوئی دانشگاه آزاد اسلامی باغملک منصوب گردید.
شهید حجت الله رحیمی در حالیکه تنها 7 روز تا تولد 22 سالگی اش باقی مانده بود درساعت 10صبح مورخه 390/12/18درشهرستان خرمشهر منطقه شلمچه دعوت حق را لبیک گفت وبه فوز عظیم شهادت نائل آمد.

وی درطول مدت زندگی از همان کودکی عاشق اسلام،اهل بیت،وشهدای دفاع مقدس بود شهید حجت الله رحیمی را می توان به حق از جوانان نسل سوم انقلاب که شیفته امام و مقام معظم رهبری بوده اند نامید.وی عاشق مقام معظم رهبری بود ودر عمل این را به اثبات رساند وی در فتنه سال1388با مدیحه سرائی و شعرهای خود در سطح استان خوزستان نقش فعالی در بصیرت افزائی به مردم داشت. شهید حجت الله رحیمی بارها آرزوی شهادت را طلب می نمود و بر این اساس در سال 1387 اتاق خود را تبدیل به حجره شهدا نمود، دست نوشته ها و مطالب نوشتاری وی حاکی از آن است که وی بارها آرزوی شهادت را طلب نموده بود وی بر همین اساس وصیت نامه عاشقانه و سراسر معنوی خود که حاکی از روح بلندش بود را به رشته تحریر در آورد.
همچنین وی در بین دوستان و نزدیکانش به شهید ابراهیم همت، نسل جدید معروف بودند.
ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 ] [ 23:20 ] [ بسیجی گمنام ] [ ]

نوجوانی که در اوایل سن تکلیف به مرجع و مرادش نامه می نویسد!
که نامه ی وی بدین شرح است...

بسم الله الرحمن الرحیم
رهبر عزیزم، مرجع و مرادم حضرت آیت ا... خامنه‌ای با سلام احتراماً من نو جوانی 14 ساله و مقلد شما هستم كه تازه به سن تكلیف رسیده‌ام،آرزوی دیدار شما را داشتم.
ولی تاكنون میسر نشد. اما بارها در عالم رویا دیده‌ام كه پشت سر شما نماز می خوانم. از شما تقاضا دارم كلمه یا جمله‌ای كه در هدایت من مؤثر باشد برایم بنویسید.
سپاسگزارم
نوجوانی درآرزوی دیدار رهبرش
پاسخ حضرت آقا به نامه ی نوجوان
بسمه تعالی فرزندم صفای دوران كنونی عمر را قدر بدانید و در خود سازی علمی و روحی و جسمی خود كوشا باشید.به نماز اول وقت و با توجه، اهمیت بدهید.

چقدر قشنگه که یه نوجوون که تازه به سن تکلیف رسیده به این توصیه های رهبری عزیز که نه تنها خطاب به این فرد، بلکه به همه ی نوجوونای مسلمونه، عمل کنه و سرلوحه ی زندگی قرار بده! خدا رو شکر که چنین امام و مرجعی داریم... الحمدلله...
[ سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 22:22 ] [ بسیجی گمنام ] [ ]


یکی از مباحثی که هر از چندگاه در محافل علمی مورد توجه قرار می گیرد و از سوی کسانی که به آزادی در ادیان و کثرت گرایی دینی معتقدند دامن زده می شود و بسیاری از افراد ناآگاه به مباحث دینی به نام دین آن را تایید می کنند، حقانیت آیین های مختلف می باشد و برای اثبات مدعای خود نیز به آیات قرآن نیز تمسک می کنند .


گاهى برخى افراد بااستناد به آيه 62 سوره ى بقره (إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ الَّذينَ هادُوا وَ النَّصارى وَ الصَّابِئينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ عَمِلَ صالِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ ) بر حقانيت آيين هاى ديگر استدلال مى كنند و مدعى مى شوند كه از نظر قرآن هر انسانى از هر يك از آيين هاى ياد شده در آيه شريفه،پيروى كند در روز رستاخيز اهل نجات خواهد بود; نظر شما در اين باره چيست؟


پاسخ:


قرآن مجيد در اين آيه به اتكاى آياتى كه در آنها، انديشه هاى سست ملل يهود و نصارى منعكس كرده است به انتقاد، از انديشه هاى آنها پرداخته و با يك نداى جهانى و عمومى مى فرمايد: «كه تمام افراد انسانها در پيشگاه خداوند يكسان هستند، و هيچ گروهى بر گروه ديگر برترى ندارد، و اين الفاظ و نام ها كه هر يك به گروهى گرويده اند و چنين فكر كرده اند كه انتساب به اين نام ها، كه من مسلمانم، يهوديم، نصرانيم و... مايه نجات و باعث رستگارى نيست، بلكه اينها، الفاظ توخالى و بى ثمرى بيش نيستند و نمى توانند براى انسانها در روز رستاخيز سعادت و رستگارى و امنيت و آرامش تأمين كنند، بلكه اساس نجات و علت آرامش و طرد عوامل ترس و اندوه در روز قيامت، جز اين نيست كه انسانها به راستى از صميم قلب، ايمان بياورند، و ايمان خود را با عمل صالح كه نشانه وجود ايمان در دل او است، توأم سازد و بدون اين دو مطلب هرگز روزنه ى اميدى براى هيچ فردى از اين ملل وجود ندارد.


ادامه مطلب
[ دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 15:49 ] [ بسیجی گمنام ] [ ]
بونعیم احمد بن عبدالله اصفهانى به سند خود از مسروق از عایشه نقل كرده است كه گفت: به هنگام بیمارى رسول خدا صلى الله علیه و آله، كه به رحلت وى منجر شد بر بالین آن حضرت بودیم كه فاطمه وارد شد. راه رفتنش بىهیچ كم و كاستى به راه رفتن پیامبر مىماند. چون پیامبر فاطمه را دید فرمود: "دخترم خوش آمدى" آنگاه وى را در سمت راست یا چپ خود نشانید. سپس رازى را با وى در میان نهاد. فاطمه گریست. در میان زنان پیامبر من به سخن درآمدم و گفتم: رسول خدا از میان ما همه تو را براى رازگویى برگزید آنگاه تو مىگریى؟!
پس رسول خدا راز دیگرى با فاطمه در میان نهاد. این بار فاطمه خندید. عایشه در این باره از فاطمه پرسش كرد. امّا آن حضرت گفت: من راز رسول خدا را برملا نمىكنم. چون پیامبر درگذشت عایشه دوباره ازآن رازى كه پیامبر صلى الله علیه و آله با فاطمه در میان گذارده بود، از وى سؤال كرد. فاطمه پاسخ داد: امّا گریهام بدین خاطر بود كه رسول خدا به من فرمود: جبرئیل در هر سال یك بار قرآن را بر من عرضه مىداشت امّا امسال آن را دو بار عرضه كرد و علت این امر را جز نزدیك شدن مرگم نمىدانم. من از شنیدن این سخن گریستم آنگاه پیامبر به من فرمود: از خدا بترس و شكیبا باش كه من براى تو سَلَف نیكویى هستم. سپس فرمود: اى فاطمه آیا دوست ندارى كه سرور زنان جهان و بانوى این امّت باشى؟ در این هنگام بود كه خندیدم
[ یکشنبه سوم اردیبهشت 1391 ] [ 13:59 ] [ بسیجی گمنام ] [ ]

تصویر کاخ سفید پس از حمله ایران

در راستای ایران هراسی در ایالات متحده اخیرا در سایت های اینترنتی تصویری منتشر شده است که در آن تصویر نابودی کاخ سفید پس از جنگ جهانی سوم نمایش داده میشود .

نکته جالب این است که در توضیح این تصویر درج شده جنگ جهانی سوم با حمله ایران به آمریکا آغاز خواهد شد !

[ چهارشنبه سی ام فروردین 1391 ] [ 21:24 ] [ بسیجی گمنام ] [ ]

حجاب محکم ترین وسیله ای است که زن میتواند به کمک آن احساس امنیت و زیبایی کامل کند.حجاب قوی ترین سپری است که میتواند تیر نگاه های آلوده افراد هرزه را به خودشان برگرداند.نگاه هایی که یک زن پاک و عفیف هرگز نمیتواند آنها را حمل کند.

زن سالم وپاکدامن از این که از باب شهوت و هوس نگریسته شود سخت در رنج و عذاب است و از این که این چنین مورد اهانت و کم حرمتی قرار گیرد ناراحت و ناراضی است. از این رو اگر زن اصل حجاب و پوشیدگی را مراعات کند و همراه با آن عفت درونی و تقوای باطنی داشته باشد و مرد نیز در جهت سلامت دل ودیده خود بکوشد جامعه از بسیاری از آفت ها جرم ها و نا امنی ها در امان میماند و جایگاه معشوقیت زن در جامعه و عفت عمومی در حد کمال حفظ میشود.

زن این موجود ظریف مظهر جمال خلقت است و اسلام میخواهد این گوهر گران بها در گنجینه یحجاب مستور باشد تا از آفات و هوس ها در امان بماند .افزون بر این حجاب نوعی ارزش و احترام برا زنان به دنبال می آورد تا نا محرمان هوسران آنها را به دیده تحقیر ننگرند و ارزش واقعی زن را پاس دارند.

قرآن در باره فلسفه حجاب در آیه 30 سوره نور میفرماید:حجاب برای این است که زنان شناخته نشوند و مورد آزار و اذیت قرار نگیرند.

در مخزن شرف گهری جز حجاب نیست /شمشیر دیده را سپری جز حجاب نیست

زن تا زمانی که در غنچه حجاب است هیچ کس هوس چیدن آنرا نمیکند اما همین که این حجاب کنار رفت و این غنچه باز شد اورا خواهند چید و پس از چند روز که پژمرده و پر پر شد به کناری خواهند انداخت.

وقتی همه هویت زن را سیمای ظاهری اش تشکیل داده و زن با بی حجابی درصدد بود تا که ظاهر خود را به نمایش بگزارد بعد از مدتی که این ظاهر کم رنگ شد به طور طبیعی احساس بی هویتی میکند و این مسئله باعث افسردگی شدید در خانم های بد حجاب و بی حجاب میشود.

در محیطی مانند غرب بیشترین ستم سهم خانم هاست.چون تا زمانی که جمال زیبایی و طراوت جوانی او هست بدون هیچ ضابطه ای با او ارتباط برقرار میکنند.اما وقتی که زیبایی و جمال او از دست رفت او را تنهای تنها میگزارند.

خانواده هرگز این رها کردن را نمیپسندد.از این رو آنچه که عامل سستی خانواده هست.از نظر اسلام مردود است.اسلام میخواهد به زن ارزش داده شود.حفظ حجاب در راستای حرمت بخشی و ارزش دهی به زن و خانواده است.

اسلام با ارائه پوشش خاص و ترویج فرهنگ حجاب کوشیده است تا بر جنبه انسانی زن بیش از ویژگی های فیزیکی او تاکید کند و آن را مورد توجه قرار دهد.

بی تردید.حجاب و خود داری های ظریفانه زن او را در نظر مرد محجوب میکند و با عث میشود مرد برای او بیشتر فداکاری و جانفشانی کند.در واقع نقش مهم حجاب برای زن حفظ جایگاه معشوقیت اوست.

بر عکس، بی حجابی و خود آرایی زنان جایگاه معشوقیت زن را دچار آسیب میکند و ارزش زن را در چشم مرد پایین میآورد .همچنین ،بنیان خانواده را به هم میریزد و آمار طلاق را بالا میبرد.

با تشکر ویژه از دوست عزیزم حجت الاسلام والمسلمین علی شیرازی

[ دوشنبه یکم اسفند 1390 ] [ 22:2 ] [ بسیجی گمنام ] [ ]

چرا پسر ها زود پسر خاله می شوند.؟؟

اغلب مردها طوری هستند که حد و حدود رابطه‌شان با خانم‌ها را خود ماها باید مشخص کنیم. خیلی‌شان اگر دست خودشان باشد، رابطه را بی‌حد و مرز تصور می‌کنند.

برخورد ما، حرف زدن ما و رفتار خود ماست که به آن‌ها نشان می‌دهد چطوری باید با ما رفتار کنند و تا کجا اجازه ی پسرخاله شدن دارند. این برخورد و رفتار که می‌گویم، از نحوه ی راه رفتن و لباس پوشیدن‌مان تا حرف زدن و کلمه‌هایی که استفاده می‌کنیم و نگاه‌ها و لبخندهای‌مان؛ همه را شامل می‌شود.


تصور کنید هر کدام از ما در اطراف‌مان یک محدوده شخصی، یک فضای سبز، یک حیاط خلوت داشته باشیم که دورش را حصار کشیده‌ایم و درش را فقط به روی کسانی که خودمان تشخیص می‌دهیم باز می‌کنیم؛ روی محارم، ولی حتی نه همه محارم.


حیاط خلوت بعضی از ماها، خیلی وسیع‌ است و حیاط خلوت بعضی‌مان کوچک‌تر است. آن‌هایی که محدوده شخصی بزرگ‌تری را برای خودشان حصارکشی کرده‌اند، عملاً فاصله میان خودشان و آدم‌های آن طرف حصار را زیادتر کرده‌اند و انگار خط قرمز ضخیم‌تری کشیده‌اند. و آن‌هایی که حیاط خلوت‌شان را کوچک گرفته‌اند، فاصله‌شان با آدم‌های آن طرف حصار، با فاصله‌ای که از آدم‌های داخل حیاط خلوت‌شان دارند، عملاً فرق زیادی ندارد.



مرزبندی


حالا این مرزبندی بر چه اساسی انجام می‌شود؟ دقیقا بر اساس رفتاری که داریم. رنگ و نوع پوششی که داریم، نحوه نگاه کردن‌مان، کلمه‌هایی که استفاده می‌کنیم؛ هر کدام حاوی پیامی است که به مرد نشان می‌دهد محدوده شخصی و خط قرمزی که برایش داریم تعریف می‌کنیم، کجاست. بنابراین محدوده فضای شخصی ما با توجه به رفتارمان، ممکن است کم و زیاد شود.


وقار و متانت در راه رفتن، آرامش و جدیت [و نه خشونت] در حرف زدن، و سنگینی در پوشش، ابهتی به‌مان می‌دهد که به مردها کمتر جرئت جلو آمدن و عبور از خط قرمز را می‌دهد. به عبارتی آن محدوده شخصی‌مان را چنان وسیع می‌کند که عابرین کلاً بی‌خیال تلاش برای ورود به منطقه ممنوعه می‌شوند!



«تو» نه؛ «شما»!


یکی از ساده‌ترین چیزهایی که می‌تواند حصار فضای شخصی‌مان را بشکند و با سرعت زیادی خط قرمزها را یکی‌یکی و از پی ِ هم از بین ببرد، مفرد کردن فعل‌ها و ضمایر جمع است. یعنی وقتی که «شما» تبدیل بشود به «تو».


به نظر تغییر ساده و بی‌اهمیتی می‌آید، اما در عمل، اجازه «تو» گفتن، یعنی اجازه بیش از پیش خودمانی شدن؛ یعنی باز کردن درب حیاط‌مان به روی مخاطبِ پشت حصار. همین امر ساده، محدوده ورود ممنوع ِ فضای شخصی‌مان را می‌شکند و ابهت دخترانه‌مان را در هم می‌ریزد و طوری سریع عمل می‌کند که بعد از آن، شنیدن هر حرفی نباید دور از انتظارمان باشد.



رفتار مردها، بازتاب رفتار زن‌ها


نکته جالب توجه، تفاوت رفتار یک شخصیت مذکر با این دو دسته خانم است. کسی که با خانم‌های دسته اول -که خط قرمزهای پررنگ‌تری دارند- در نهایت احترام و احتیاط برخورد می‌کند، با خانم‌های دسته دوم بدون هیچ احساس گناهی جور دیگری رفتار می‌کند.


شاید بعضی‌ها تفاوت رفتار آقایان را منحصر به شخصیت هر مردی بدانند. یعنی به نظر آن‌ها یک مرد ممکن است در برخورد با خانم‌ها جوانب احتیاط را رعایت کند و یکی دیگر ترجیح بدهد راحت برخورد کند. اما توجه به آدم‌ها نشان می‌دهد که بخش زیادی از تفاوت رفتاری مردها از نحوه رفتار خود خانم‌ها نشئت می‌گیرد.


در همین فضای مجازی اگر نگاهی به شبکه‌های اجتماعی بیندازیم، تفاوت عکس‌العمل آقایان را در برخورد با دختری که خط قرمزهایش پررنگ‌تر است و وقارش در نوشتن و حرف زدن بیشتر است، با کسی که محدوده ممنوعه خیلی کوچک‌تری دارد و همه را به حیاط خلوت‌ش راه می‌دهد، به وضوح قابل تشخیص است. آدم‌های دسته دوم، خواسته یا ناخواسته، افراد بیشتری را به محدوده خودشان جذب می‌کنند.


این موضوع حتی در بین مردهای مذهبی هم -متأسفانه- به وضوح دیده می‌شود. مذهبی‌هایی که با خانم‌های دسته اول با نهایت احترام برخورد می‌کنند و نسبت به خط قرمزهای آن‌ها محتاط ‌اند، در برخورد با خانم‌های دسته دوم، به راحتی از قواعدی که آن‌ها برایشان تعریف می‌کنند پیروی می‌کنند. در حالی که همان‌طور که از خانم‌های مذهبی انتظار می‌رود بنا بر اصول دینی رفتار کنند، از آقایان مذهبی هم انتظار می‌رود حریم‌ها را رعایت کنند و در هر شرایطی بر اساس اصول اسلامی از محرمات و مکروهات فاصله بگیرند.



طیف خواسته‌های سیری‌ناپذیر مردها


شاید اگر بدانیم که هوس مردها سیری‌ناپذیر است و طیف چیزهایی که آن‌ها را ارضا می‌کند، طیف وسیعی از رفتار و حرکات است، بیشتر مراقب خودمان خواهیم بود. اگر بدانیم که قوه تخیل مردها و تصویر ذهنی‌شان قوی است، و اگر بدانیم که بعضاً با حرف زدن ِ ساده، یا حتی صرفاً با نفس کشیدن در یک فضای مشترک ارضا می‌شوند، بیشتر دقت می‌کنیم و کمتر در مواقع غیرضروری باهاشان روبرو می‌شویم. یا حتی خیلی از ملاقات‌های به ظاهر ضروری را غیرضروری تشخیص می‌دهیم.


این‌ها که می‌گویم، مربوط به طبیعت مرد است نه مذهب و شرایط او. چیزی نیست که آدم بتواند یک طیف خاص از مردها را -مثلاً مردهای متأهل یا مذهبی را- از آن استثنا کند. این یک چیز طبیعی است که مذهبی و غیرمذهبی نمی‌شناسد. همان پسرهای خوب مذهبی هم -گرچه دست از پا خطا نکنند- ممکن است در ذهن‌شان چنین مشغولیت‌هایی داشته باشند.



مواظب سوءتفاهمات باشیم


اما گاهی در عین حال که مواظب رفتارمان هستیم، ممکن است سوء تفاهم‌هایی پیش بیاید که طرف مقابل احساس کند رفتار یا صحبتی خاص از طرف ما، به معنای چراغ سبز است و اجازه ورود. این جور وقت‌ها باید به سرعت و با درایت، سوء تفاهم را به بهترین شکل رفع کرد. در وقت رفع سوء تفاهم، باید جدی بود و خجالت را کنار گذاشت. اغلب مواقع، اگر زود اقدام کنیم، یک تذکر کوتاه می‌تواند کارگر باشد.


در هر حال حیاط هر چه بزرگ‌تر؛ باشکوه‌تر، دست نیافتنی‌تر، رمزآلودتر و پاک‌تر

برگرفته از سایت کوثرانه

[ پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390 ] [ 11:57 ] [ بسیجی گمنام ] [ ]
«فابیان» دختر ۲۸ ساله فرانسوی است تا چندی قبل مدل لباس بسیار معروفی بود که شرکت‌های بزرگ به خاطر زيبايي‌اش با او قراردادهای کلان می‌بستند.

 عکس او در مجله‌ها و شبکه‌های مختلف تلویزیونی به نمایش در می‌آمد ولی حالا در روستاهای دور دست افغانستان به درمان بیماران می‌پردازد و از زندگی خودش بسیار راضی و خوشحال است چرا که او حالا اسلام را پذیرفته و یک مسلمان است.
فابیان با اعتماد به نفس کامل گفت: «اگر لطف و رحمت خداوند شامل من نمی‌شد، هیچ گاه نمی‌توانستم مسلمان شوم و تا آخر عمرم مانند یک حیوان زندگی می‌کردم. من در آن زندگی فقط به دنبال سیراب کردن هوس و شهوت‌های خود بودم و هیچ اصول و ارزشی برای خود نداشتم. از کودکی آرزو داشتم پرستار شوم، اکنون که مسلمان شده‌ام به آرزوی خود رسیده‌ام.»

بله او به آرزوهای خودش رسیده است و حالا راه هدایت را پیدا کرده است. او تا دیروز همه خواسته‌های دنیایی را داشت، ثروت و شهرت و … اما حالا حقیقت را داشت، آرامش را داشت، اعتماد به نفس را داشته چیزی را داشت که قبلاً هیچ‌گاه نداشته، «ایمان».

او گفت: «در حال و هوای کودکی همواره خودم را در حالت کمک به کودکان بیمار تخیل می‌کردم اما وقتی بزرگ‌تر شدم، به دلیل زیبایی ظاهری که دارم ناخودآگاه به سمت دنیای مدل کشیده شدم و از شکل من استفاده ابزاری می‌شد، دقیقاً مانند یک وسیله مدت دار که بویی از انسانیت در آن نبود.»


این دختر تازه مسلمان شده، همچنین گفت: «تا اینکه برای شرکت در یکی از برنامه‌ها به بیروت پایتخت لبنان دعوت شدم. وقتی به آنجا سفر کردم، صحنه‌هایی دیدم که در همه عمرم مانند آن را ندیده بودم. در آنجا پیش از گذشته از خودم منفور شدم و کم کم به سمت متحول شدن حرکت کردم تا اینکه در نهایت به اسلام که انسانیت واقعی در آن وجود دارد، رسیدم. پس از مسلمان شدن در بیروت به پاکستان سفر کردم و از مرز این کشور به افغانستان رفتم و با کمک به کودکان و مجروحان یکی از آرزوهای دیرینه و کودکی خود را محقق ساختم.»

وقتی فابیان مسلمان شد خیلی‌ها تلاش کردند او را از راهی که انتخاب کرده بود منصرف کنند. «فا بیان» در این باره گفت: «شرکت‌های مدل پس از اینکه از مسلمان شدن من با خبر شدند، سعی کردند مرا به راه قبلی باز گردانند از همین رو هدایای بسیار زیادی برایم فرستادند و پیشنهاد دستمزد سه برابری نسبت به قبل را به من دادند اما من که تازه راه اصلی را یافته بودم، هدایا را پس فرستاده و همه پیشنهادات آنان را رد کردم و اکنون احساس می‌کنم که در خوشبختی کامل به سر می‌برم.”

خانواده او هم تلاش زیادی کردند جلوی کار او را بگیرند و اما فابیان برای راهی که انتخاب کرده بود مصمم بود. حالا او زندگی‌اش را صرف کمک به دیگران می‌کند تا به ما هم یاد بدهد که مهم‌ترین داشته یک انسان ایمان اوست، به خاطر ایمان حتی می‌شود از ثروت و شهرت هم گذشت.

[ سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390 ] [ 16:54 ] [ بسیجی گمنام ] [ ]
 

وقتی اسم هری پاتر رو میاریم دیگه نیاز به معرفی نیست شخصیت داستانی محبوبی که به لطف قلم جادویی خانم رولینگ و البته توفان تبلیغاتی رسانه ها به شهرت کم نظیری رسیده به طوری که امروز نو جونی نیست که رمان هری پاتر رو نخونده و یا تماشای یکی از فیلم هی اون ننشسته باشه.ششمین فیلم این رمان ها هری پاتر و شاهزاده دورگه است که برادران وارنر تولید و توسط دیوید ییتس کارگردانی شد.همین طور که میدانید تو این چند سال اخیر روی کرد کمپانی های فیلم ساز صهیونیستی به تولید فیلم های آخر الزمانی به شدت رو به فزونه.علت این توجه رو باید روی تلاش اون ها برای وارونه سازی حقیقت و جعل منجی های دروغین در جهت انحراف ذهن های مردم این کره ی خاکی از یگانه منجی حقیقی عالم جستجو کرد.هری پاتر داستانی مملو از انگاره(تصور)های آخرالزمانی است که همین مسئله موجب طمع هالیوود در اقتباس فیلم سینمایی بر اساس کتاب هایش شده.

این انگاره ها در هری پاتر و شاهزاده دورگه ظهور و بروز بیشتری داره قصه فیلم از آنجایی شروع میشه که لرد ولدمورت(تام ریدل)جادوگر سنگدل با گرد آوری دوباره یارانش فعالیت آشکار خود علیه بشریت را شروع میکند.در واقع شروع فیلم با آشوبی آپوکالیپسی(آخرالزمانی)همراهه که در پی اون تقابل جبهه خیر وشر در آستانه نقطه نهایی . جدال واپسین خود قرار داره.

همه این ها در حالی رخ میده که هری و دوستاش (رون و هرمیون)ششمین سال تحیلی خود در مدرسه جادوگری هاگوارتز را میگذرونند و دراین میان هری کتاب مرموزی پیدا میکند که ماله شخصی به نام شاهزاده دورگه است که این کتاب کمک زیادی به او در درس معجون سازی میکند.

در این فیلم هری پاتر برای اولین بار به عنوان فرد برگزیده معرفی میشه.پسری که منجی موعود دنیاست و برای نجات جهان از شر نیروهای شیطانی انتخاب شده.دامبلدور هری را به تماشای خاطرات ولدمرت و انکشاف ابعاد شخصیتی اودر قدح اندیشه میبردو با کاوش در این خاطرات مشخص میشود که ولدمرت روح خود را به هفت قسمت تقسیم کرده و در اشیائی که به اون جان پیچ میگویند پنهان کرده.دو تا از آن ها قبلا نابود شده و حال برای نابودی کامل لرد سیاه چاره ای جز یافتن پنج جان پیچ دیگر و از بین بردن آن ها نیست.

در سکانس های زیادی از فیلم روی منجی بودن هری و این که ولدمرت فقط به دست هری کشته میشود تاکید میشود.مثلا دامبلدور در پاسخ هری که از او می خواهداجازه دهد تا خود هری مایع زهرآلود بنوشد میگوید:خون تو خیلی با ارزش تر از خون منه.

شاهزاده دورگه نسبت به فیلم های قبلی هری داستان تلخ تری دارهاین تیرگی و تاریکی که از فیلم چهارم و پنجم با مرگ سیدریک و سیریوس شکل گرفته بود با قتل نا باورانه ی دامبلدور توسط اسنیپ پا به مرحله جدی تری میگذارد و فضای ترس ناکی را رقم میزند.در همین مرحله هری متوجه میشود شاهزاده دورگه همان اسنیپ است .

باید توجه داشت که درون مایه های داستانی هری از جهات مختلفی به آموزه های فرقه ی یهودی کابالا یا قباله نزدیکه.این فرقه که ریشه در جادوگری و عرفان های انحرافی یهودیت دارد منشا تفکرات ماسونی و تشکیل لژ های فراماسونری محسوب میشود از این رو در بررسی مجموعه هری نباید از اهمیت این نکته غافل بود.

پایان

امید وارم این نقد از دیدگاه مهدویت را پسندیده باشید.

موفق باشید

یا علی

[ سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390 ] [ 9:14 ] [ بسیجی گمنام ] [ ]
مرگ بر ضد ولایت فقیه

خراسانی ترین سید مخور غم
بسیجی ها حواریون عشقند
پيوندهای روزانه
معرف طراح قالب:دینا شکیبا
ثامن تـــم





Powered by WebGozar